خود مونک درباره تجربهای نوشته که الهامبخش این نقاشی بوده. یه روز عصر داشته با دو تا از دوستاش نزدیک یه آبدره (شبیه خلیج باریک) قدم میزده که ناگهان آسمون به رنگ قرمز خون درمیاد. حس میکنه که یه "فریاد عظیم و بیانتها در طبیعت" رو میشنوه و چنان احساس خستگی و اضطراب میکنه که میایسته و به نردههای پل تکیه میده.
تصویری که توی "جیغ" میبینیم، دقیقاً همین حسه: یه آدم تنها و وحشتزده (که شاید خود مونک باشه یا نمادی از کل بشریت) که انگار داره از درون متلاشی میشه، در حالی که دو نفر دیگه بیتفاوت در پسزمینه دارن دور میشن و طبیعت هم با اون آسمون سرخ و خطوط مواج، انگار در این اضطراب شریکه.
جالبه بدونین مونک چند نسخه مختلف از "جیغ" رو با تکنیکهای گوناگون (رنگ روغن، پاستل و حتی چاپ) خلق کرده که معروفترینش همون نسخه رنگ روغنی سال ۱۸۹۳ هست.